خانه / چکیده اشعار شاعران / بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بيا

بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بيا

بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بيا
بيگانه نيستی که بگويم بيا بيا
در زندگی نيامدی روزی به پرسشم
مُردم کنون به فاتحه ام بهر خدا بيا
يک مو زيان به شوکت حسنت نمی رسد
مُردم کنون به فاتحه ام بهر خدا بيا
گر از پدر اجازه نداری به جای من
پيشش بهانه کن ز ره سينما بيا
در جای غير چند روی سوختم مرو
امشب بسوی عشقری بينوا بـيا
صـــوفی عشــقـری

برچسب ها :

همچنین ببینید

ای ساربان ای ساربان ، من همرهت همراستم

ای ساربان ای ساربان ، من همرهت همراستم

ای ساربان ای ساربان ، من همرهت همراستم هرسو كه ميباشی روان ، من همرهت …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + پنج =