خانه / چکیده اشعار شاعران / در جهان گشتم گل بيخار نيست

در جهان گشتم گل بيخار نيست

در جهان گشتم گل بيخار نيست
هر كجا ياريست بی اغيار نيست
بهر مجنون استراحت تهمت است
در بيابان سايه ديوار نيست
آدمی با عقل و دانش آدم است
شخصيت با جامه و دستار نيست
شش جهت پر باشد از صنع خدا
ديدهء ما قابل ديدار نيست
بازوی حيدر بيايد در مصاف
دست هركس باب ذالفقار نيست
صـــوفی عشــقـری

برچسب ها :

همچنین ببینید

ز بازار محبت غم خريدم

ز بازار محبت غم خريدم

ز بازار محبت غم خريدم خريدم غم وليكن كم خريدم همين داغی كه حالا بر …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 − هشت =