در جهان گشتم گل بيخار نيست

در جهان گشتم گل بيخار نيست
هر كجا ياريست بی اغيار نيست
بهر مجنون استراحت تهمت است
در بيابان سايه ديوار نيست
آدمی با عقل و دانش آدم است
شخصيت با جامه و دستار نيست
شش جهت پر باشد از صنع خدا
ديدهء ما قابل ديدار نيست
بازوی حيدر بيايد در مصاف
دست هركس باب ذالفقار نيست
صـــوفی عشــقـری

برچسب ها :

همچنین ببینید

عشق میخواهد بحدی پاس دلبر داشتن

عشق میخواهد بحدی پاس دلبر داشتن

عشق میخواهد بحدی پاس دلبر داشتن کز ادب دور است بر رویش مژه برداشتن بی …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هشت + 2 =