من از عکس انسان تیرباران شده شنیدم

من از عکس انسان تیرباران شده شنیدم
که آنقدر وقت نیست تا گل را دلداری دهم
در یک ثانیه برای خورشید لباس دوختم
در یک ثانیه آسمان آبی را به روی تخت خواباندم
فرصت نبود تا در زخم خلیج های پوستم
گل‌های مذهبی بکارم
فقط یک ثانیه فرصت بود
برای نگاهداری آن لحظه‌ی خوشبخت
که در میان خورشید و گل آفتابگردان
با نفس خویش داوری می‌کرد
فقط یک ثانیه فرصت بود
که آسمان نشسته بر انگشتان ژرف چمن را
وسعت دهم
احمــــد رضــا احمــــدی

برچسب ها :

همچنین ببینید

ابر نخستین ترانه ی معجزه را

ابر نخستین ترانه ی معجزه را

ابر نخستین ترانه ی معجزه را بر لبهامان حك كرد زبانمان را فراموش كردیم كفش …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو + سه =