از عدالت می نویسند از تخلّف می خورند

از عدالت می نویسند، از تخلّف می خورند
می نویسم دوستان ! معیار خوبی مرده است
دوستان خوب من تنها تأسّف می خورند
این که طبع شاعران خشکیده باشد عیب کیست
ناقدان از سفرۀ چرب تعارف می خورند
عاشقان هم گاه گاهی ناز عرفان می کشند
عارفان هم دزدکی نان تصوّف می خورند
یوسف من ! قحطی عشق است ، اینان را بهل
کلفت دین اند و دنیا ، از تکلّف می خورند
آخر این قصّه را من جور دیگر دیده ام
گرگ ها را هم برادرهای یوسف می خورند
علیـــرضــا قــزوه

برچسب ها :

همچنین ببینید

شکستند این جماعت قدر ساقی را

شکستند این جماعت قدر ساقی را

شکستند این جماعت قدر ساقی را دل خم را ز شیطان می خرند این روزها …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.