شکستند این جماعت قدر ساقی را

شکستند این جماعت قدر ساقی را دل خم را
ز شیطان می خرند این روزها با سیب گندم را
یکی در هیأت انسان کمین کرده ست در اینجا
ببین اندوه تهران را ، تماشا کن غم قم را
یکی از گرگ بدتر در لباس میش پنهان است
به دست بی خدایان کشتی غرق تلاطم را
کبوترها که می افتند در خون گریه شان تلخ است
کبوترها که گم کردند آفاق تبسم را
چه فرقی می کند این روضة زهرای مرضیه ست
علی مرتضی ! دریاب محسن های مردم را
علیـــرضــا قــزوه

برچسب ها :

همچنین ببینید

شب و روزم گذشت به هزار آرزو

شب و روزم گذشت به هزار آرزو

شب و روزم گذشت به هزار آرزو نه رسیدم به خویش ، نه رسیدم به …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − نوزده =