خانه / چکیده اشعار شاعران / شکستند این جماعت قدر ساقی را

شکستند این جماعت قدر ساقی را

شکستند این جماعت قدر ساقی را دل خم را
ز شیطان می خرند این روزها با سیب گندم را
یکی در هیأت انسان کمین کرده ست در اینجا
ببین اندوه تهران را ، تماشا کن غم قم را
یکی از گرگ بدتر در لباس میش پنهان است
به دست بی خدایان کشتی غرق تلاطم را
کبوترها که می افتند در خون گریه شان تلخ است
کبوترها که گم کردند آفاق تبسم را
چه فرقی می کند این روضه زهرای مرضیه ست
علی مرتضی ! دریاب محسن های مردم را
علیـــرضــا قــزوه

درباره ی ♅ غریب ♅

شاعـــران وارث آب و خـــرد و روشنـــی اند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + چهارده =