دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من

دل بردی از من به یغما . ای ترک غارتگر من

دیدی چه آوردی ای دوست . از دست دل بر سر من

عشق تو در دل نهان شد . دل زار و تن ناتوان شد

رفتی چو تیر و کمان شد . از بار غم پیکر من

می سوزم از اشتیاقت . در آتشم از فراقت

کانون من سینه من . سودای من آذر من

گبر و مسلمان خجل شد . دل فتنه آب و گل شد

صد رخنه در ملک دل شد . ز اندیشه کافر من

شکرانه کز عشق مستم . می خواره و می پرستم

آموخت درس الستم . استاد دانشور من

سلطان سیر و سلوکم . مالک رقاب ملوکم

در سوزم و نیست سوکم . بین نغمه مزمر من

در عشقسلطان بختم . در باغ دولت درختم

خاکستر فق تختم . خاک فنا افسر من

با خار آن یار تازی . چون گل کنم عشق بازی

ریحان عشق مجازی . نیش من و نشتر من

صفــای اصفهـــانـــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

گوينـد روی يار به كس آشكار نيست

گوينـد روی يار به كس آشكار نيست

گـوينـد روي يــار به كس آشكـار نيست در چشم من كه هيچ بجـز روي يـار …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.