عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد

عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد
یعنی ترا تاریخ درکار نباشد
یعنی تو با صدای من سخن گویی
با چشمان من ببینی
و جهان را با انگشتان من کشف کنی
نــزار قبـــانـــی
چطور می توانیم مدینه ی فاضله ای برپا کنیم
حال آنکه هفت تیرهایی به دست داریم
عشق خفه کن
نــزار قبـــانـــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

با وجود این روزگار غرغه در نا بهنجاری

با وجود این روزگار غرغه در نا بهنجاری

با وجود این روزگار غرغه در نا بهنجاری و افیون و اعتیاد با وجود دوره …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.