عهد كردم كه جز از اين نكنم كاردگر

عهد كردم كه جز از اين نكنم كاردگر
نتوانم نگرم قامت و رخسار دگر
كه نيفتاده در اين دام گرفتاردگر
گرچه باشند بخوبي چه تو بسياردگر
من بهاي تو شناسم نه خريدار دگر
دل بيدار دگر ديدة بيدار دگر
راز ميگفت و نبدحاجت گفتاردگر
نتواند بگزيند به از اين بار دگر
حبیــب یغمـــایـــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

در ميان آفتاب گرم سوزان پای لخت

در ميان آفتاب گرم سوزان پای لخت

در ميان آفتاب گرم سوزان پای لخت ره سپردن تشنه لب، بی آب ، تنها …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + یک =