چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منی

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان ، ‌نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که می‌گذری تلخ بر من ، از سر قهر
گمان برم که غم انگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم ، مگر نگاه توام
لطیف و دور گریزی ، مگر خیال منی
سیمیـــن بهبهــــانـــی

برچسب ها :

همچنین ببینید

گر سرو را بلند به گلشن کشیده اند

گر سرو را بلند به گلشن کشیده اند

گر سرو را بلند به گلشن کشیده اند کوتاه پیش قد بت من کشیده اند …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده + نه =