این چشم دریده چشمه ی فریاد است

انگار همیشه جای یک تن خالی ست
این بار کسی نیست نه!اصلن خالی ست
یک نیمکت نشسته دارم در خود
جای دو نفر همیشه در من خالی ست
جلیل صفـــر بیگــــی
این چشم دریده چشمه ی فریاد است
پژواک سکوت سنگ ها در باد است
با من به چه چیز زندگی خیره شده
این آینه ای که کور مادر زاد است؟
جلیل صفـــر بیگــــی

برچسب ها : , , ,

همچنین ببینید

در زد کسی انگار که مهمان داریم

در زد کسی انگار که مهمان داریم

چندی است که سخت از خودم لبریزم آن گونه که باید از خودم بگریزم انگار …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو + ده =