در زد کسی انگار که مهمان داریم

چندی است که سخت از خودم لبریزم
آن گونه که باید از خودم بگریزم
انگار که شیر آب هرزی هستم
چک چک چک چک به پای خود می ریزم
جلیل صفـــر بیگــــی
در زد کسی انگار که مهمان داریم
در سفره گرسنگی فراوان داریم
امروز پدر ابر زیادی آورد
مانند همیشه شام باران داریم
جلیل صفـــر بیگــــی

برچسب ها : , , ,

همچنین ببینید

در اوج یقین اگرچه تردیدی هست

در اوج یقین اگرچه تردیدی هست

این سنگ خدایان که تبر می شکنند روزی که بیایی از کمر می شکنند بردار …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × 2 =