آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفردر آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا تواناییّ بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید
نان به سفره،جامه تان بر تن
یک نفر در آب می‌خواند شما را
نیمـــا یوشیــــج

برچسب ها : , , ,

همچنین ببینید

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی پرسید کرم را مرغ از فروتنی تا …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.