می تراود مهتاب می درخشد شب تاب

می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
نیست یک دم شکند خواب به چشم کس ولیک
غم ایم خفته ی چند
خواب در چشم ترم می شکند.
نگران با من استاده سحر
صبح می خواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر
در جگر لیکن خاری
از ره این سفرم می شکند
نیمـــا یوشیــــج

برچسب ها : , , ,

همچنین ببینید

آن گل زودرس چو چشم گشود

آن گل زودرس چو چشم گشود

آن گل زودرس چو چشم گشود به لب رودخانه تنها بود گفت دهقان سالخورده كه …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.