به شانه‏ام زدی که تنهايي‏ام را تکانده باشی

به شانه‏ام زدی
که تنهايي‏ام را تکانده باشي
به چه دل خوش کرده‏ای
تکاندن برف
از شانه‏ های آدم‏برفی
گــروس عبـــد الملکیــــان
می خواستم بمانم
رفتم
می خواستم بروم
ماندم
نه رفتن مهم بود و نه ماندن
مهم
من بودم
که نبودم
گــروس عبـــد الملکیــــان
درخت که می شوم
تو پائیزی
کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفانها
تفنگت را بردار
و راحت حرفت را بزن
گــروس عبـــد الملکیــــان

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

ما  كاشفان كوچه‌ بن‌ بستيم

ما كاشفان كوچه‌ بن‌ بستيم

ما كاشفان كوچه‌ بن‌ بستيم حرف‌های خسته‌ام داريم اين بار پيامبری بفرست كه تنها گوش …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.