ای منشاء دانایی و ای مایه هوش

ای منشاء دانایی و ای مایه هوش
بفرست از آن که تا سحر خوردم دوش
بسیار نه ، کم نه ، آن قدر بخش که من
هشیار نگردم و نمانم مدهوش
وحشـــی بافقـــی
تا بود چنین بود و چنین است جهان
از حادثه دهر کرا بود امان
بلقیس اگر به ملک جاویدان رفت
جاوید تو مانی ای سلیمان زمان
وحشـــی بافقـــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

کس نزد هرگز در غمخانه‌ اهل وفا

کس نزد هرگز در غمخانه‌ اهل وفا

کس نزد هرگز در غمخانه‌ ی اهل وفا گر بدو گویند بر در ، کیست …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوزده − 3 =