کس نزد هرگز در غمخانه‌ اهل وفا

کس نزد هرگز در غمخانه‌ ی اهل وفا
گر بدو گویند بر در ، کیست گوید آشنا
چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن
بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما
چون نمی‌ آید به ساحل غرقه‌ ی دریای عشق
می‌زند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا
گفته‌ای هر جا که می‌بینم فلان را می‌کشم
خوش نویدی داده‌ای اما نمی‌ آری بجا
چهره خاک آلود وحشی می‌رسد چون گرد باد
از کجا می‌آید این دیوانه‌ ی سر در هوا
وحشـــی بافقـــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

پیوستن دوستان به هم آسان است

پیوستن دوستان به هم آسان است

پیوستن دوستان به هم آسان است دشوار بریدن است و آخر آن است شیرینی وصل …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ده + 4 =