آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است – سهراب سپهری

آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است

شعر زیبای آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است – سهراب سپهری

آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است - سهراب سپهری

آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است

ای سرطان شریف عزلت

سطح من ارزانی تو باد

یک نفر آمد

تا عضلات بهشت

دست مرا امتداد داد

یک نفر آمد که نور صبح مذاهب

دروسط دگمه های پیرهنش بود

از علف خشک ایه های قدیمی

پنجره می بافت

مثل پریروزهای فکر جوان بود

حنجره اش از صفات آبی شط ها پر شده بود

یک نفر آمد کتابهای مرا برد

روی سرم سقفی از تناسب گلها کشید

عصر مرا با دریچه های مکرر وسیع کرد

میز مرا زیر معنویت باران نهاد

بعد نشستیم

حرف زدیم از دقیقه های مشجر

از کلماتی که زندگانی شان در وسط آب می گذشت

فرصت ما زیر ابرهای مناسب

مثل تن گیج یک کبوتر ناگاه

حجم خوشی داشت

نصفه شب بود از تلاطم میوه طرح درختان عجیب شد

رشته مرطوب خواب ما به هدر رفت

بعد

دست در آغاز جسم آب تنی کرد

بعد در احشای خیس نارون باغ صبح شد

حجم سبز – سهراب سپهری

برچسب ها :

همچنین ببینید

بزرگ بود و از اهالی امروز بود – سهراب سپهری

بزرگ بود و از اهالی امروز بود – سهراب سپهری

بزرگ بود و از اهالی امروز بود شعر زیبای بزرگ بود و از اهالی امروز …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + پانزده =