تو همان به که نیندیشی

تو همان به که نیندیشی
به من و درد روانسوزم
که من از درد نیاسایم
که من از شعله نیفروزم
فـــــروغ فـــرخزاد
دیگر نکنم ز روی نادانی
قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم
آن گمشده شادی و سرورم را
فـــــروغ فـــرخزاد
فردا اگر ز راه نمي آمد
من تا ابد كنار تو ميماندم
من تا ابد ترانه عشقم را
در آفتاب عشق تو ميخواندم
فـــــروغ فـــرخزاد

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

همه هستی من آیه تاریكیست

همه هستی من آیه تاریكیست

همه هستی من آیه تاریكیست كه ترا در خود تكرار كنان به سحرگاه شكفتن ها …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 + 8 =