این چه عشقی است که در دل دارم

این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گیریزی زمن و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم
فـــــروغ فـــرخزاد
عاقبت خط جاده پایان یافت
من رسیده ز ره غبار آلود
تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ
شهر من گور آرزویم بود
فـــــروغ فـــرخزاد
من نمی خواهم
سايه ام را لحظه ای از خود جدا سازم
من نمی خواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
يا بيفتد خسته و سنگين
زير پای رهگذرها
فـــــروغ فـــرخزاد
زندگی آیا درون سایه هامان رنگ می گیرد
یا که ما خود سایه های سایه های خود هستیم
فـــــروغ فـــرخزاد

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

ای شب از رویای تو رنگین شده

ای شب از رویای تو رنگین شده

گفتم خموش ( آری ) و همچون نسیم صبح لرزان و بی قرار وزیدم به …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.