سخن گفته دگر باز نیاید به دهن

سخن گفته دگر باز نیاید به دهن
اول اندیشه کند مرد که عاقل باشد
تا زمانی دگر اندیشه نباید کردن
که چرا گفتم و اندیشه‌ی باطل باشد
سعــــدی
چو رنج برنتوانی گرفتن از رنجور
قدم ز رفتن و پرسیدنش دریغ مدار
هزار شربت شیرین و میوه‌ ی مشموم
چنان مفید نباشد که بوی صحبت یار
سعــــدی
مگسی گفت عنکبوتی را
کاین چه ساقست و ساعد باریک
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک
سعــــدی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

حاکم ظالم به سنان قلم

حاکم ظالم به سنان قلم

حاکم ظالم به سنان قلم دزدی بی‌ تیر و کمان می‌کند گله ما را گله …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × سه =