بسترم صدف خالی یک تنهاییست

بسترم صدف خالی یک تنهاییست
و تو
چون مروارید
گردن آویز کسان دگری
هــوشنــگ ابتهـــاج
چه غریب ماندی ای دل
نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ،
نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم
بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
هــوشنــگ ابتهـــاج

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

سايه ها زير درختان در غروب سبز می گريند

سايه ها زير درختان در غروب سبز می گريند

سايه ها زير درختان ، در غروب سبز می گريند شاخه ها چشم انتظار سرگذشت …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.