من در این خانه تنها تنها

شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب
هــوشنــگ ابتهـــاج

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را ز جا برخیز

پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را ز جا برخیز

عزیزم‌ پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را ، ز جا برخیز تو در من‌ زنده‌ای‌ …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده − 7 =