چرا پنهان كنم عشق است و پيداست

چرا پنهان كنم عشق است و پيداست
درين آشفته اندوه نگاهم
تو را می خواهم ای چشم فسون بار
كه می سوزی نهان از ديرگاهم
چه می خواهی ازين خاموشی سرد
زبان بگشا كه مي لرزد اميدم
نگاه بی قرارم بر لب توست
كه می بخشی به شادی های نويدم
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز
چراغي در شب تارم برافروز
به جان آمد دل از ناز نگاهت
فرو ریز اين سكوت آشناسوز
هــوشنــگ ابتهـــاج

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را ز جا برخیز

پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را ز جا برخیز

عزیزم‌ پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را ، ز جا برخیز تو در من‌ زنده‌ای‌ …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 8 =