خانه / چکیده اشعار شاعران / آدم خیلی حقیره بازیچه ی تقدیره – اردلان سرفراز

آدم خیلی حقیره بازیچه ی تقدیره – اردلان سرفراز

شعر زیبای تقدیر

آدم خیلی حقیره بازیچه ی تقدیره شعری از اردلان سرفراز

آدم خیلی حقیره بازیچه ی تقدیره - اردلان سرفراز

آدم خیلی حقیره بازیچه ی تقدیره

پل بین دو مرگه

مرگی که ناگزیره

حتی خود تولد

آغاز راه مرگه

حدیث عمر و آدم

حدیث باد و برگه

آغاز یک سفر بود

وقتی نفس کشیدیم

با هر نفس هزار بار

به سوی مرگ دویدیم

تو این قمار کوتاه

نبرده هستی باختیم

تا خنده رو ببینیم

از گریه آینه ساختیم

آدم خیلی حقیره

بازیچه ی تقدیره

پل بین دو مرگه

مرگی که ناگزیره

فرصت همین امروزه

برای عاشق بودن

فردا می پرسیم از هم

غریبه ای یا دشمن

ای آشنای امروز

عشق منو باور کن

فردا غریبه هستی

امروز و با من سر کن

تولد هر قصه

یک جاده ی کوتاهه

اول و آخر مرگه

بودن میون راهه

اگر چه عاجزانه

تسلیم سرنوشتیم

با هم بیا بمیریم

شاید یک روز برگشتیم

آدم خیلی حقیره

بازیچه ی تقدیره

گل بین دو مرگه

مرگی که ناگزیره

آدم خیلی حقیره بازیچه ی تقدیره – اردلان سرفراز

برچسب ها :

همچنین ببینید

اگه آخرین مسافر اگه آخرین سوارم – اردلان سرفراز

اگه آخرین مسافر اگه آخرین سوارم – اردلان سرفراز

شعر زیبای آخرین سوار اگه آخرین مسافر اگه آخرین سوارم شعری از اردلان سرفراز اگه …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 3 =