تو کدوم کوهی که خورشید

تو کدوم کوهی که خورشید
از تو چشم تو می تابه
چشمه چشمه ابر ایثار
روی سینه ی تو خوابه
تو کدوم خلیج سبزی
که عمیق ، اما زلاله
مثل اینه پاک و روشن
مهربون مثل خیاله
کاش از اول می دونستم
که تو صندوقچه ی قلبت
مرهمی داری برای
زخم این همیشه خسته
کاش از اول می دونستم
که تو دستای نجیبت
کلیدی داری برای
درای همیشه بسته
تو به قصه ها می مونی
ساده اما حیرت آور
شوق تکرار تو دارم
وقتی می رسم به آخر
ایــرج جنتـــی عطائـــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق . …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده + 17 =