بی‌ عشق نشاط و طرب افزون نشود

بی‌ عشق نشاط و طرب افزون نشود
بی‌ عشق وجود خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی‌ جنبش عشق در مکنون نشود
مــــولـــوی
آنکس که ترا دید و نخندید چو گل
از جان و خرد تهیست مانند دهل
گبر ابدی باشد کو شاد نشد
از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل
مــــولـــوی
بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست
ای دوست چو از میانه مقصود توئی
جای گله نیست چون تو هستی همه هست
مــــولـــوی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا از گریه کسی ندیده خاموش مرا در …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − سیزده =