دلتنگم و دیدار تو درمان من است

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید فراموش نه ای
از بهر خـدا مکن فراموش مرا
مــــولـــوی
دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است
مــــولـــوی
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد
مــــولـــوی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

ای دوست قبولم کن وجانم بستان

ای دوست قبولم کن وجانم بستان

ای دوست قبولم کن وجانم بستان مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان بـا هـــر …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.