الاهی غمم بار خاطر نباشد

الاهی غمم بار خاطر نباشد
که در غم مرا جان صابر نباشد
الاهی نباشد وداعی و گر هست
برای کسی بار آخر نباشد
به هنگام کوچ عزیزان الاهی
نگه کردن از چشم شاعر نباشد
الاهی کسی را که من دوست دارم
به دوران عمرم مسافر نباشد
مهـــدی سهیـــلی
آمدی با تاب گیسو ،تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی ، تا غرق مهتابم کنی
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
مهـــدی سهیـــلی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

خداجو با خداگو فرق دارد

خداجو با خداگو فرق دارد

خداجو با خداگو فرق دارد حقیقت با هیاهو فرق دارد خداگو حاجی مردم فریب است …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =