تاريخ نويسان كه قلم در كفشان بود

تاريخ نويسان كه قلم در كفشان بود
جز ننگ به پيشاني ميهن ننوشتند
يك عمر از اين شاخه به آن شاخه پريدند
يك برگ ز خاموشي سوسن ننوشتند
هفتاد من از كاغذ ملّت به هدر رفت
افسوس كه قانون مدوّن ننوشتند
محمـــــد سلمـــــانی
چنان ز پند شما ناصحان زمین گیرم
که گر دوباره نصیحت کنید، می میرم
مرا به خویشتن خویش وانهید که من
نه از قبیله ی زهدم ، نه اهل تزویرم
محمـــــد سلمـــــانی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

اشعار زیبایی از محمد سلمانی

اشعار زیبایی از محمد سلمانی

اشعار زیبایی از محمد سلمانی نمی خواهم بــه زشتی ها نگاهم را بیندازم خودم را …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × 5 =