آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدم

آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آنشب که از کنار تو آرام رد شدم
گم بودم از نگاه تمام ستارگان
تا اینکه با دو چشم سیاهت رسد شدم
شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشمهای تو حبس ابد شدم
محمـــــد سلمانـــــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ

کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ

مار از پونــه . من از مار بدم می آید یعنی از عامل آزار بدم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × 3 =