گوشها منتظر بانگ جرس ها من اند

گوشها منتظر بانگ جرس ها من اند
کوچه ها منتظر بانگ قدم های تواند
تو از این برف فرو آمده دلگیر مشو
تو از این وادی سرما زده نومید مباش
دي زمانی دارد
و زمستان اجلش نزدیک است
من صدای نفس باغچه را میشنوم
مجتبـــــي كاشانـــــي
ذهن ما باغچه است
گل در آن باید کاشت
و نکاری ،گل من
علف هرز در آن می روید
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن
هرزگی آن علف است
مجتبـــــي كاشانـــــي

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

زير باران بيا قدم بزنيم

زير باران بيا قدم بزنيم

زير باران بيا قدم بزنيم حرف نشنيده اي به هم بزنيم نو بگوييم و نو …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − 5 =