جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت – فریدون مشیری

جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت

شعر زیبای جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت – فریدون مشیری

جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت - فریدون مشیری

جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمیکنم
افسوس به دوروزه هستی نمیخورم
زاری بر این سراچه ماتم نمیکنم
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را.مکن دریغ
روح مرا در آتش بیداد خود بسوز
ای سرنوشت.هستی من در نبرد توست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
منشین که دست مرگ زبندم رها کند

فریدون مشیری

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

چرا از مرگ می ترسید – فریدون مشیری

چرا از مرگ می ترسید – فریدون مشیری

چرا از مرگ می ترسید شعر زیبای چرا از مرگ می ترسید – فریدون مشیری …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست + دوازده =