شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم

شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم
همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم
چون سبویی که شکسته ست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم
لاله ی صبح بهارم که درین دامن صحرا
آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم
کس ندانست که چون زخم جگر سوز نهانی
سوختم سوختم از حسرت و لب باز نکردم
جلوه ی صبح جوانی به همه عمر ندیدم
با خزان زاده ام آری گل زردم گل زردم
شفیعــــــــی کــدکــنــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

آن صداها به کجا رفت صداهای بلند

آن صداها به کجا رفت صداهای بلند

آن صداها به کجا رفت صداهای بلند گریه ها قهقهه ها آن امانت ها را …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × یک =