ای کاش میتوانستند از آفتاب یاد بگیرند

ای کاش میتوانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی دریغ باشند
در دردها و شادیهایشان
حتی
با نان خشکشان
و کاردهایشان را
جز از برایِ قسمت کردن
بیرون نیاورند
احمــــد شاملــــو
ای کاش میتوانستم
یک لحظه میتوانستم ای کاش
بر شانه های خود بنشانم
این خلق بیشمار را
گرد حباب خاک بگردانم
تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست
و باورم کنند
احمــــد شاملــــو

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

مردی که تنها به راه میرود

مردی که تنها به راه میرود

مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید در کوچه میبارد و گرما در …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ده + 4 =