روی درخت گردوی گس آن کلاغ پیر

روی درخت گردوی گس آن کلاغ پیر
صد سال خانه کرد و هزاران هزار بار
گردو از آن درخت بدزدید و خاک کرد
هر بار روی خاک
منقار خویش راز کثافات پاک کرد
یک بار هم ندید
آن بلبل جوان ِغزلخوان باغ را
یا دید و حس نکرد
آن روح عاشقانه دور از کلاغ را
ژالــه اصفهــــانـــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

اگر پرسند از من زندگانی چیست خواهم گفت

اگر پرسند از من زندگانی چیست خواهم گفت

اگر پرسند از من زندگانی چیست، خواهم گفت همیشه جستجو کردن جهان بهتری را آرزو …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

17 − 1 =