اگر هزار قلم داشتم

اگر هزار قلم داشتم
هزار خامه که هر یک هزار معجزه داشت
هزار مرتبه هر روز می نوشتم من
حماسه ای و سرودی به نام آزادی …
ژالــه اصفهــــانـــی
خراب گشته دلم از خرابی ایران
فکنده منظر این ملک آتشم بر جان…
از این مناظر غم خیز در شگفت ام من
که درد اینهمه بدبخت کی شود درمان
چرا نباید خوشبخت باشد این ملت
چرا نباید شاداب باشد این بوستان
ژالــه اصفهــــانـــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

پرندگان مهاجر در این غروب خموش

پرندگان مهاجر در این غروب خموش

پرندگان مهاجر در این غروب خموش که ابرِ تیره تَن اَنداخته، به قلّۀ کوه شما …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

17 − 1 =