پیراهن کبود پر از عطر خوش را

پیراهن کبود پر از عطر خوش را
برداشتم که باز بپوشم پی بهار
دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم
در آسمان آبی آن مانده یادگار
آمد به یاد من که ز غوغای زندگی
حتی تو را چو خنده فراموش کرده ام
آن شعله های سرکش سوزان عشق را
در سینه گداخته خاموش کرده ام
ژالــه اصفهــــانـــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

نوبهار آمد و از سبزه زمين زيبا شد

نوبهار آمد و از سبزه زمين زيبا شد

نوبهار آمد و از سبزه زمين زيبا شد بوستان بار دگر دلکش و روح افزا …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست + یک =