پیراهن کبود پر از عطر خوش را

پیراهن کبود پر از عطر خوش را
برداشتم که باز بپوشم پی بهار
دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم
در آسمان آبی آن مانده یادگار
آمد به یاد من که ز غوغای زندگی
حتی تو را چو خنده فراموش کرده ام
آن شعله های سرکش سوزان عشق را
در سینه گداخته خاموش کرده ام
ژالــه اصفهــــانـــی

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

اگر هزار قلم داشتم

اگر هزار قلم داشتم

اگر هزار قلم داشتم هزار خامه که هر یک هزار معجزه داشت هزار مرتبه هر …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.