ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام زما و نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
حکیـــم عمـــر خیـــام
دیدم به سر عمارتی مردی فرد
کو گِل بلگد می زد و خوارش می کرد
وان گِل با زبان حال با او می گفت
ساکن ، که چو من بسی لگد خواهی کرد
حکیـــم عمـــر خیـــام

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

این قافله عمر عجب می گذرد

این قافله عمر عجب می گذرد

این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شش − 5 =