عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود – خلیل ذکاوت

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

شعر زیبای عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود – خلیل ذکاوت

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود - خلیل ذکاوت

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم که فردایی – نه خیلی دور و دیر
مهربانی . حاکم کل مناطق می شود
هم زمان سهمیه ی دل های دل تنگ و صبور
هم زمین ارثیه ی جان های لایق می شود
قلب هر خاکی که بشکافد نشانش عاشقی ست
هر گلی که غنچه زد نامش شقایق می شود
با صداقت . آسمان سهمی برابر می دهد
با عدالت . خاک تقسیم خلایق می شود
عقل هم با عشق یک جوری توافق می کند
عشق هم با عقل یک نوعی موافق می شود
عقل اگر گاهی هوادار جنون شد عیب نیست
گاه گاهی عشق هم هم رنگ منطق می شود
صبح فردا موسم بیداری آیینه هاست
فصل فردا نوبت کشف حقایق می شود
دست کم یک ذره در تاب و تب خورشید باش
لااقل یک شب بگو : کی صبح صادق می شود ؟
می رسد روزی که شرط عاشقی . دل داده گیست
آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق می شود

خلیل ذکاوت

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

روزگاران پس از این روزگاران تو بادا – خلیل ذکاوت

روزگاران پس از این روزگاران تو بادا – خلیل ذکاوت

روزگاران پس از این روزگاران تو بادا شعر زیبای روزگاران پس از این روزگاران تو …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوزده − 15 =