خانه / چکیده اشعار شاعران / پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را

پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را

پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
گفتا سببی هست بگویم آن را
من چشم توام اگر نبینی چه عجب
من جان توام کسی نبیند جان را
ابوسعیـــد اوالخیـــر
ای دوست دوا فرست بیماران را
روزی ده جن و انس و هم یاران را
ما تشنه لبان وادی حرمانیم
بر کشت امید ما بده باران را
ابوسعیـــد اوالخیـــر

برچسب ها : , ,

همچنین ببینید

در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا

در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا

در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا طاعت همه فسق و کعبه دیرست ترا ور …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 3 =