ای کرانه ما خنده گلی در خواب – سهراب سپهری

ای کرانه ما خنده گلی در خواب

شعر زیبای ای کرانه ما خنده گلی در خواب – سهراب سپهری

ای کرانه ما خنده گلی در خواب - سهراب سپهری

ای کرانه ما خنده گلی در خواب دست پارو زن ما را بسته است

در پی صبحی بی خورشیدیم با هجوم گل ها چه کنیم ؟

جویای شبانه نابیم با شبیخون روزن ها چه کنیم

آن سوی باغ دست ما به میوه بالا نرسید

وزیدیم و دریچه به آیینه گشود

به درون شدیم و شبستان ما را نشناخت

به خاک افتادیم و چهره ما نقش او به زمین نهاد

تاریکی محراب آکنده ماست

سقف از ما لبریز دیوار از ما ایوان از ما

از لبخند تا سردی سنگ خاموشی غم

از کودکی ما تا این نسیم شکوفه باران فریب

برگردیم که میان ما و گلبرگ گرداب شکفتن است

موج برون به صخره ما نمی رسد

ما جدا افتاده ایم و ستاره همدردی از شب هستی سر می زند

ما می رویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت ؟

ما می گذریم و آیا غمی بر جای ما در سایه ها خواهد نشست ؟

برویم از سایه نی شاید جایی ساقه آخرین گل برتر را در سبد ما افکند

آوار آفتاب – سهراب سپهری

برچسب ها :

همچنین ببینید

پنجره را به پهنای جهان می گشایم – سهراب سپهری

پنجره را به پهنای جهان می گشایم – سهراب سپهری

پنجره را به پهنای جهان می گشایم شعر زیبای پنجره را به پهنای جهان می …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.