خانه / سهراب سپهری / روزی که دانش لب آب زندگی می کرد – سهراب سپهری

روزی که دانش لب آب زندگی می کرد – سهراب سپهری

شعر زیبای روزی که دانش لب آب زندگی می کرد

روزی که دانش لب آب زندگی می کرد

روزی که دانش لب آب زندگی می کرد

انسان در تنبلی لطیف یک مرتع

با فلسفه های لاجوردی خوش بود

در سمت پرنده فکر می کرد

با نبض درخت . نبض او می زد

مغلوب شرایط شقایق بود

مفهوم درشت شط

در قعر کلام او تلاطم داشت

انسان در متن عناصر می خوابید

نزدیک طلوع ترس . بیدار می شد

اما گاهی

آواز غریب رشد

در مفصل ترد لذت می پیچید

زانوی عروج خاکی می شد

آن وقت انگشت تکامل

در هندسه دقیق اندوه

تنها می ماند

ما هیچ ما فقط نگاه – سهراب سپهری

برچسب ها :

همچنین ببینید

ظهر بود ابتدای خدا بود – سهراب سپهری

ظهر بود ابتدای خدا بود – سهراب سپهری

شعر زیبای ظهر بود ابتدای خدا بود – سهراب سپهری ظهر بود ابتدای خدا بود …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × سه =