خانه / سهراب سپهری / کاج های زیادی بلند زاغ های زیادی سیاه – سهراب سپهری

کاج های زیادی بلند زاغ های زیادی سیاه – سهراب سپهری

شعر زیبای کاج های زیادی بلند – سهراب سپهری

کاج های زیادی بلند

کاج های زیادی بلند

زاغ های زیادی سیاه

آسمان به اندازه آبی

سنگچین ها . تماشا . تجرد

کوچه باغ فرا رفته تا هیچ

ناودان مزین به گنجشک

آفتاب صریح

خاک خوشنود

چشم تا کار می کرد

هوش پاییز بود

ای عجیب قشنگ

با نگاهی پر از لفظ مرطوب

مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ

چشم هایی شبیه حیای مشبک

پلک های مردد

مثل انگشت های پریشان خواب مسافر

زیر بیداری بید های لب رود

انس

مثل یک مشت خاکستر محرمانه

روی گرمای ادراک پاشیده می شد

فکر

آهسته بود

آرزو دور بود

مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند

ما هیچ ما فقط نگاه – سهراب سپهری

برچسب ها :

همچنین ببینید

روزی که دانش لب آب زندگی می کرد – سهراب سپهری

روزی که دانش لب آب زندگی می کرد – سهراب سپهری

شعر زیبای روزی که دانش لب آب زندگی می کرد روزی که دانش لب آب …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده − هشت =