سال میان دو پلک را ثانیه هایی شبیه – سهراب سپهری

شعر زیبای سال میان دو پلک را – سهراب سپهری

سال میان دو پلک را - سهراب سپهری

سال میان دو پلک را

ثانیه هایی شبیه راز تولد

بدرقه کردند.

کم کم . در ارتفاع خیس ملاقات

صومعه نور

ساخته می شد.

حادثه از جنس ترس بود.

ترس وارد ترکیب سنگ ها می شد.

حنجره ای در ضخامت خنک باد

غربت یک دوست را زمزمه می کرد.

از سر باران

تا ته پاییز

تجربه های کبوترانه روان بود.

باران وقتی که ایستاد

منظره اوراق بود.

وسعت مرطوب

از نفس افتاد.

قوس قزح در دهان حوصله ما آب شد.

از دفتر شعر – ما هیچ ما نگاه

برچسب ها :

همچنین ببینید

زن دم درگاه بود با بدنی از همیشه – سهراب سپهری

زن دم درگاه بود با بدنی از همیشه – سهراب سپهری

شعر زیبای زن دم درگاه بود – سهراب سپهری زن دم درگاه بود با بدنی …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.