به من گفتی که دل دریا کن ای دوست – شکیلا

متن آهنگ اشک مهتاب از بانو شکیلا

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست از شکیلا

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه رو از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به عاشقی دلی سامون گرفته

دل من در تنم بی تابه امشب

دل من در تنم بی تابه امشب

************

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه رو از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به عاشقی دلی سامون گرفته

دل من در تنم بی تابه امشب

دل من در تنم بی تابه امشب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست – بانو شکیلا

برچسب ها :

همچنین ببینید

ز بوی زلف تو مفتونم ای گل – شکیلا

ز بوی زلف تو مفتونم ای گل – شکیلا

متن آهنگ غم یار از بانو شکیلا ز بوی زلف تو مفتونم ای گل ز …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

یک دیدگاه

  1. ایمان علی حق منش

    به زنان تان مادر نگویید. قرآن کریم. گفتم غم تود آرم گفتا غمت سراید. تیرغمت چنان زخودغافلم کردکه فریادبرکشم گویم ببخش نازنینم گریبان چاک کنم واز خدا کمک گیرم. گویم مرغ من مینا شد وبر اقبالم نشست بس ای خداحافظش باش. به یادت افتم هردم ناله سرزنم هردم. سرزکویت برندارم وچشم به راهت ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.