من سکوت خویش را گم کرده ام – شکیلا

متن آهنگ جادوی سکوت از بانو شکیلا

من سکوت خویش را گم کرده ام

من سکوت خویش را گم کرده ام از شکیلا

من سکوت خویش را گم کرده ام

گم شدم در این هیاهو گم شده ام

من که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه ی مردم شده ام

عاقبت افسانه ی مردم شده ام

ای سکوت ای مادر فریادها

ساز جانم از تو پر آوازه بود

تا در آغوش تو راهی داشتم

چون شراب کهنه شعرم تازه بود

چون شراب کهنه شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بال من شکفت

تا مرا بردی به شهر یادها

تا در آغوش تو راهی داشتم

چون شراب کهنه شعرم تازه بود

چون شراب کهنه شعرم تازه بود

من سکوت خویش را گم کرده ام

گم شدم در این هیاهو گم شده ام

من که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه ء مردم شده ام

عاقبت افسانه ء مردم شده ام

عاقبت افسانهء مردم شده ام

عاقبت افسانه ء مردم شده ام

من سکوت خویش را گم کرده ام – بانو شکیلا

برچسب ها :

همچنین ببینید

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست – شکیلا

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست – شکیلا

متن آهنگ نشود فاش کسی از بانو شکیلا نشود فاش کسی آنچه میان من و …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × چهار =