چه دانستم که این سودا – محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان

آلبوم ناشکیبا

چــه دانستم کــه این سودا مرا زین سان کند مجنون

دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

چــه دانستم کــه سیلابی مرا ناگاه برباید

چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون

زند موجی بر آن کشتی کــه تختــه تختــه بشکافد

کــه هر تختــه فروریزد ز گردش های گوناگون

نــهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را

چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون

چو این تبدیل ها آمد نــه هامون ماند و نــه دریا

چــه دانم من دگر چون شد کــه چون غرق است در بی چون

برچسب ها :

همچنین ببینید

آتشی در سینه دارم جاودانی – محمدرضا شجریان

آتشی در سینه دارم جاودانی – محمدرضا شجریان

تصنیف آتش جاودان آتشی در سینــه دارم جاودانی عمر ممن مرگیست نامش زندگانی رحمتی كن …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

2 دیدگاه

  1. متن آهنگ به درد خودت می خورد عامو شجریان

    • سلام آقا همایون عزیز
      شرمنده بنا به دلایلی و همچنین رعایت قانون کشور ایران . متاسفانه از گذاشتن آهنگ معذورم . در سایت فقط متن اشعار قرار گرفتند . موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.