جانا به نگاهی ز جهان بی خبرم كن – محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان

تصنیف ” جانا بــه نگاهی”

جانا بــه نگاهی ز جــهان بی خبرم كن . دیوانــه ترم كن

سرگشتــه و شیدا چو نسیم سحرم كن . دیوانــه ترم كن

وای ز چشمــه دیدارت . وای زآتش رخسارت . وای زچشم افسونكارت

چسان مدهوشم من

جز حرف محبت چــه شنیدی دگر از من كه ببستی نظر از من

ترسم كه شوی روز و شبی با خبر از من كه نیابی اثر از من

در آتشم از سوز دل و داغ جدایی بــه كجایی

بازا كه غم از دل برود چون تو بیایی چو بیایی

شمعی گریانم من . اشكی لرزانم من . آهی سوزانم من

چــه دیدی كه از من رمیدی

بر من نظری كن یا بر سر خاكم گاهی گذری كن

برچسب ها :

همچنین ببینید

فرود آمد از تخت سام – محمدرضا شجریان

فرود آمد از تخت سام – محمدرضا شجریان

سام و زال فرود آمد از تخت سام سوار بــه پرده درآمد سوی نوبــهار چو …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.