برو بازوی شیر و خورشید رویبدل پهلوان – محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان

بازگشت زال

برو بازوی شیر و خورشید رویبدل پــهلوان . دست شمشیر جوی

سپیدش مژه دیدگان قیر گونچو بسد لب و رخ بمانند خون

دل سام شد چون بــهشت برینبر آن پاك فرزند كرد آفرین

تنش را یكی پــهلوانی قبایبپوشید و از كوه بگذارد پای

فرود آمد از كوی و بالای خواستیكی جامــه . خسرو آرای خواست

سپــه یكسره پیش سام آمدندگشاده دل و شاد كام آمدند

تبیره زنان پیش بردند پیل برآمد یكی گرد چون كوه نیل

خروشیدن كوس با كره نایــهمان زنگ زرین و هندی درای

سواران همــه نعره برداشتندبدان خرمی راه بگذاشتند

بــه شادی بــه شــهر اندرون آمدندابا پــهلوانی فزون آمدند

برچسب ها :

همچنین ببینید

نظر فکن به من که من – محمدرضا شجریان

نظر فکن به من که من – محمدرضا شجریان

تصنیف وطن وطن وطن نظر فکن بــه من کــه من بــه هر کجا . غریب …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.