دلا شبها نمی نالی به زاری – محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان

تصنیف سکوت

دلا شبــها نمی نالی بــه زاری

سر راحت بــه بالین می گذاری

تو صاحب درد بودی . نالــه سر کن

خبر از درد بی دردی نداری

بنال ای دل کــه رنجت شادمانیست

بمیر ای دل کــه مرگت زندگانیست

دلی خواهم کــه از او درد خیزد

بسوزد . عشق ورزد . اشک ریزد

مباد آن دم کــه چنگ نغمــه سازت

ز دردی بر نیانگیزد نوایی

مباد آن دم کــه عود تار و پودت

نسوزد در هوای آشنایی

بنال ای دل کــه رنجت شادمانیست

بمیر ای دل کــه مرگت زندگانیست

دلی خواهم کــه از او درد خیزد

بسوزد . عشق ورزد . اشک ریزد

برچسب ها :

همچنین ببینید

یكی پادشه بود مهراب نامزبردست – محمدرضا شجریان

یكی پادشه بود مهراب نامزبردست – محمدرضا شجریان

رودابــه و زال یكی پادشــه بود مــهراب نامزبردست و با گنج وگسترده كام ببالا بكردار …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.